
در واکنش به اظهارات سخیف ضد میهنی مهدی طائب، فرمانده قرارگاه امنیتی «عمار» (نهاد مقابله با جنگ نرم) مبنی بر "ارجح بودن حفظ سوریه از استان خوزستان ایران" برای حکومت، یکی از فرزندان سرداران جنگ هشت ساله خطاب به طائب خاطرنشان کرد که "اولویت شما هركجا باشد اولویت ما خاك ایران است."
مهدی طائب در جمع گروهی از بسیجیان و شبه نظامیان حکومتی مستقر در دانشگاههای کشور گفت:
سوریه یکی از استانهای ماست و حتی از خوزستان نیز اولویت بیشتری برای حفظ آن وجود دارد.
اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگهداریم میتوانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمیتوانیم نگهداریم.
در جریان اولین واکنش ها به اظهارات ضد میهنی مهدی طائب، چهره امنیتی و نزدیک به مصباح یزدی، آسیه باکری، یکی از فرزندان فرماندهان شهدای جنگ ایران و عراق، روز گذشته ۲۷ بهمن گفت:
هنوز پیكر پدر و عمویم در آبهای هور (خوزستان) است ... هنوز خوزستان تنها دلگرمی ماست ... خوزستان آرامگاه پدرم است ... آقای طائب اولویت شما هركجا باشد اولویت ما خاك ایران است

مگر می شود 25 بهمن باشد و مادری دلتنگ جگر گوشه اش نباشد ؟
مگر می شود 25 بهمن باشد و پدری بغض نکند ؟
مگر می شود 25 بهمن باشد و جای خالی دوستی دوستش را نشکند؟
می شود 25 بهمن نباشد ؟ به جایش محمد باشد ؟ به جایش صانع باشد ؟
خیابانی بی روح ، گلوله ای شرمسار ، بیست و پنجی ایستاده ....
گلوله گریه می کند ، گلوله دارد به در و دیوار میزند تا حرکت نکند ، گلوله نمی خواهد بزند ، نمی خواهد ....
آهای ملوکولهای لعنتی هوا ، شما کاری کنید ، جمع شوید ، باد شوید و نگذارید بخورد ، گلوله جایش اینجا نیست ، انسان است ، حیوان که نیست ....
پس این اتفاق لا عُبالی کجاست ؟ حالا وقت افتادن است .... بگو اتفاقی سرش را جا به جا کند ....
گلوله دارد می رسد .... حالا نوبت معجزه است ، کدوم گوری رفته این معجره ای کا حالا وقت آمدنش است ، بیا معجزه ، بیا تا باورت کنم....
عزرائیل؟ تو دیگر چرا؟ تو که میدانی جوان است ، تو که می دانی هنوز آرزوهایش مانده اند پس تو دیگر چرا؟
خواهش میکنم ، خواهش میکنم یک بار دیگر نگاه کن به اون لیست ، حتما اشتباهی شده ....
آخ .... گلوله دیگر رسید و انتظاری که همیشگی شد ....
زمای برای 25 بهمن شد ، دیگر فردا 26 بهمن نیست .... فردا یک روز پس از 25 بهمن است ....
دیگر امروز 25 بهمن 1391 نیست .... امروز دو سال بعد از آن 25 بهمن است ....
بیست و پنج بهمن همیشه هست تا یادم بماند قدمهایم را وقف کدام راه کرده ام ....
تا یادم بماند گلدانی که شکستند گلچینمان بود ....
تا یادم بماند ....

و نام دخالت دیگران در خرافه ها و تعصبات دور از انسانیت مان را
"توهین به عقاید آزاد انسان" !
آنان که در دیوار اتاق و بک گراند موبایل شان پر است از عکس های برهنهء زنان غربیو تماشای فیلمهای پورنو از واجبات روز مره شان است
عکس نیمه لخت دختری ایرانی را تاب نمی آورند و او را فاحشه می خوانند!
آنان که برای سریالهای منحرف ماهواره ای که ترویج دهندهء روابط خصوصی تمام اعضای فامیل البته به جز زن و شوهر است لحظه شماری میکنند و گاها این برنامه ها را ضبط میکنند برخی مواقع قسمت قبلی سریال را پشت تلفن و حتی توی تاکسی برای دوستانشان تعریف میکنند, فیلم عشق بازی دختری بی گناه را که توسط نامزد یا دوست پسر بی وجدانش لو رفته را تحمل نمی آورند و حضور او را خطری برای ایمانشان می دانند!
آنان که با قطع شدن شبکهء جِم عزای عمومی می گیرند و در فراق سلطان هوس باز عثمانی و چنار و یشیم آه حسرت از نهادشان بر می آید گلشیفته و امیر ابراهیمی را مایه ننگ زنان ایرانی می دانند و آبروی شان هی زرت و زرت میرود!
حال فارغ از درستی یا نادرستی اعمال این دو هنرمند که اختیار جزء حقوق بدیهی شان است پرسشم از این جا نماز آب کشیدگان این است؛
که این چه شرافت و نجابتی ست که با لخت شدن شخصی در آن سر دنیا خواهد رفت؟
و آیا شما همگی عاری از گناهید که به خود اجازه تهمت به اشخاصی را می دهید که برهنه شدنشان هیچ ضرری برای شما نخواهد داشت؟


به گزارش تریبون مستضعفین، وبلاگ تذکر سئوالی را از آیت الله مکارم شیرازی پرسیده و در آن از سیم کارت های رایتل سخن گفته است.
حضرت
آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله از مراجع عظام تقلید در پاسخ
استفتائی در مورد استفاده از مکالمه تصویری که جدیدا توسط یکی از
اپراتورهای تلفن همراه ارائه می شود فرمودند:
«به یقین مفاسد این
کار از فوائد آن بیشتر است و منشأ مفاسد جدیدی در جامعه ما که متاسفانه
درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و با توجه به اینکه ضرورتی برای اصل این
کار نیست بنابر این شرکتهای خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند.»
جدایی نادر از سیمین را از این زاویه ببینید تا متوجه شوید چرا هیچ کدام از مسئولین نظام تبریک نگفتند ، احتمالا زمانیکه فیلمنامه و متعاقب اون ساخت فیلم مجوز و پروانه گرفت از لایه های زیرین سناریو مطلع نبودند و بعد که فیلم اکران شد و نقدها بیرون آمد دیگه دیر شده بود و احتمالا برای همین بود که زمزمه ارسال فیلم دیگری مثل یه حبه قند به اسکار مطرح شده بود .... باور کنید که افکار عمومی بی تاثیر نیست حتی در نظام ما
نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی/ اصغر فرهادی عزیز خیلی چاكریم!
از زمان بازگشتم از مراسم گلدنگلوب و حلقه منتقدان لسآنجلس که همراه با تو و فیلممان در آن حاضر بودم، میخواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی کاجها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت. در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را میگرفت، یاد تو افتادم. تو که همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمینمان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. بهخصوص که کمتر از ۱۰روز دیگر به برپایی مراسم اسکار مانده؛ و خواهم گفت ربط این ماجرا با آن یاد و ارزش مردم و نظرشان چیست. یکی از خطاهای دید آدمی، این است که وقتی چیزی را از نزدیک تجربه میکند، متوجه عظمت آن نمیشود. سفر و تجربههای اخیری که با دیدن و شنیدن واکنشهای مختلف نسبت به «جدایی نادر از سیمین» در کنارت داشتم، به تلاشم برای اینکه دچار این خطای دید نشوم، بسیار کمک کرد. مطمئنم خیلی از مردم ایران از خواندن این واکنشها شادمان خواهند شد.خصوصا در روزهایی که عدهای تلاش دارند، موفقیتهای این فیلم را به دلایل واهی به سیاست ربط دهند و همین انگیزه برای من کافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر کنم.
واکنشهای دیگری هم که پیش میآید، ممکن است حرفهایی را در پی داشته باشد که چندان اهمیتی ندارد. از قدیم میگفتند همیشه بدتر از اینکه پشت سرت حرف بزنند، این است که پشت سرت هیچ حرفی نزنند! همان اوایل سفر اخیر، وقتی محمود کلاری که در شرق آمریکا و در تجربه تحسین شدن فیلم در حلقه منتقدان نیویورک همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت که تجربه بسیار عجیبی در مورد این فیلم در انتظارمان است، به قدر کافی تعجب کردم.
وقتی دیوید فینچر نیمساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهایش را بگوید،وقتی چند سینماگر سرشناس میگفتند که فیلم را ندیدهاند اما تعریفهای زیاد فرانسیس فورد کوپولا را درباره آن شنیدهاند و خیلی کنجکاوند،
منبع
20ist
-------------------------------
جنبش پایداری اسلامی یا حرکت مقاومت اسلامی (به عربی: حرکة المقاومة الاسلامیة) با نام اختصاری حماس یک سازمان اسلامگرای سیاسی-نظامی فلسطینی است.
حماس از تابستان ۲۰۰۷ میلادی، کنترل نوار غزه را در دست دارد. هرچند در کرانه باختری رود اردن، تمامی اعضای این گروه، از تمام پستهای اجرایی اخراج و فعالیتهای نظامیان آن غیرقانونی اعلام شده است!!
در سال ۲۰۰۸ میلادی احمد ابوالغیط وزیر خارجه مصر ضمن اعلام اینکه مصر هرگز سیطره حماس بر نوار غزه را به رسمیت نمیشناسد، مقاومت حماس رامضحک خواند وحملات موشکی حماس به اسرائیل را فرصتی برای حمله اسرائیل به فلسطین قلمداد کرد!!!!
اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، اسرائیل،و کانادا، حماس را گروهی تروریستی میدانند. استرالیا و بریتانیا فقط شاخه نظامی حماس یعنی گردانهای عزالدین قسام را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار دادهاند. فعالیت آنها از سال ۱۹۹۹ در اردن هم غیرقانونی اعلام شد. هرچند در سال ۲۰۱۲ دیداری بین خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس و ملک عبدالله اردن با وساطت ولیعهد قطر انجام شد اما باز هم دولت اردن اجازه ادامه فعالیت حماس را صادر نکرد.
سپر انسانی
--------------
در سال ۲۰۰۶ اسماعیل هنیه رهبر حماس پس از شرکت در یک گرد هم آیی مردمی به صورت سپر انسانی برای جلوگیری از بمباران خانه یکی از اعضای کمیته مقاومت مردمی فلسطین در غزه، اعلام کرد که این اقدام اولین گام برای حفاظت از خانهها و فرزندانمان است.

واکنش نسبت به اعدام صدام حسین
---------------------------------------
پس از اعدام صدام حسین، حماس و هواداران آن، این اعدام را محکوم کرده و برای او در شهرهای فلسطینی «خیمه عزا» به پا کردند
تامین بودجه !!!
---------------------
حماس دامنه فعالیتهای خود را به عملیاتهای نظامی محدود نکردهاند و با اجرای برنامههای اجتماعی متعدد حضور پررنگی در زندگی مردم نوار غزه و کرانه باختری داشتهاند.
ساخت بیمارستانها، مراکز آموزشی و کتابخانهها به محبوبیت آنان نزد بخش مهمی از فلسطینیان منجر شدهاست.
بودجه این بذل و بخششهای حماس........!!!!
هیچ کس باور نکند، تو که باور می کنی
هیچ کس نشنود، تو که می شنوی
هیچ کس نفهمد، تو که می فهمی
هیچ کس نبیند، تو که می بینی
هیچ کس نشناسد، تو که می شناسی
هیچ کس نپذیرد، تو که می پذیری
هیچ کس نخواهد، تو که می خواهی
هیچ کس نتواند، تو که می توانی
هیچ کس نباشد، تو که هستی
هیچ کس نبخشد، تو که می بخشی
هیچ کس یادش نباشد، تو که یادت هست
هیچ کس حواسش نباشد، تو که حواست هست
هیچ کس صبر نکند، تو که صبر می کنی
هیچ کس پنهان نکند، تو که پنهان می کنی
هیچ کس نماند، تو که می مانی
هیچ کس دوست نداشته باشد، تو که دوست داری
هیچ کس مهربان نباشد، تو که هستی
هیچ کس که "تو" نمی شود!!!
(این متن یه چیز دیگه اس برام!!)
نمیدونم از چی بگم...
از چی بگم !؟
شاید قصه دوست داری
مثل قصه ی اون همکلاسیان روستایی
اگه قصه تلخه، گناه واقعیته
داستان نرگس و گلای باغ میهن
که نشستن با صد چرا و افسوس و کاشکی
یه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم
چراغ افتاد توی کلاس و گـُر گرفت
آتشی که پوست بچه ها رو مثل گرگ گرفت
یه طفل معصوم با داد و فریاد گفت
زود بدویین سمت در ، ولی درم قفل بود
چشام خشک شد،یکم بهم اشک بده، ایزد
این بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن؟









